خطر را در كاري نكردن ببينيد
به تماشاي يك مسابقه فوتبال بنشينيد، ميشنويد كه تفسير كنندهها در مورد خطراتي كه مربي پيش رو دارد، صحبت ميكنند، به ويژه خطراتي كه در تلاش براي گل زدن وجود دارد. مفسران در مورد پرتاب دور توپ يا انجام بازي حملهاي هشدار ميدهند. آنچه آنها فراموش ميكنند درباره آن صحبت كنند، خطري است كه در انجام ندادن اين كارها نهفته است. بلي، مربيان با تلاش براي به دست آوردن امتياز توپ را از دست ميدهند و گاه بازي را ميبازند. در هر صورت، خطر واقعيتري در اجتناب از اين نتايج هست. مربيان به حدي محتاطانه بازي را اداره ميكنند كه بازي را ميبازند زيرا اخطاري را كه با هر اقدامي ميتواند همراه شود، نميپذيرند. مديريت زندگي شغلي شباهت بسياري به مثال مسابقه فوتبال دارد. شما ميتوانيد خطراتي را كه در اقدام براي كسب امتياز ( مانند درخواست شغل جديد يا پذيرش مسئوليت جديد ) وجود دارد ببينيد. اما خطر واقعي دراين است كه دست به اين اقدامات نزنيد. اگر چيز بيشتري مانند قبول مسئوليت، پاداش يا تنها چالش تازهاي را ميخواهيد، اجتناب از خطر كردن، بزرگترين خطر است زيرا شما فرصتهاي احتمالي را بر روي خود ميبنديد.
ويليام هر روز براي كار به كارخانه جنرال ميلز ميرفت. كار سخت و آلوده كننده بود. اما كاري ثابت بود و ويليام كسي نبود كه شكايتي از وضعيت كار داشته باشد. او ساعت هشت شب به خانه ميآمد، شام ميخورد و قلم موي نقاشي را در دست ميگرفت. ويليام صحنههاي خيابان را نقاشي مي كرد كه واقعيات خشن زندگي در شهر را نشان ميداد. سالها بود كه او هر شب نقاشي ميكرد. كارهاي او تنها در كمد يا اتاق خواب به ديوار آميخته ميشد. او كارهايش را به هيچكس نشان نميداد. در حقيقت، اگر ميتوانست از صحبت درباره سرگرمي خود اجتناب ميكرد، او صحبت در اين مورد را دوست نداشت. بطور اتفاقي يكي از دوستانش از او درخواست كرد در نمايشگاه محلي هنر آماتور شركت كند. ويليام نپذيرفت. و سال بعد دوباره امتناع كرد. سرانجام در سال سوم، او در نمايشگاه شركت كرد و خود را برنده جايزه بزرگ يافت. آرام آرام ويليام دست از لجاجت كشيد و اجازه داد برخي از تابلوهايش در كتابخانه عمومي نمايشگه هنري به نمايش گذاشته شوند. يكي از فروشندگان تابلو پس از بحثهاي طولاني با ويليام او را متقاعد كرد كه تابلوهاي بيشتري به او نشان دهد. يك نمايشگاه كوچك برپا شد و سپس ويليام يزرگترين مبلغي را كه تا آن زمان نديده بود به او تحويل شد.
افرادي كه از شغل خود راضي هستند در پذيرش خطر در شغل آينده خود 48 درصد راحت تر از افرادي هستند كه تنها كارشان را انجام ميدهند. پذيرش خطر نه تنها موجب آرامش بيشتر آنها در تعقيب فرصتها در آينده ميشود، بلكه همچنين به آنها اجازه ميدهد احساس كنند كه موقعيت كنوني آنها يك انتخاب است نه يك امر ودستور.
اينگرام 1998
برگرفته از كتاب 100 راز مردان موفق. انتشارات كليد آموزش
دیگر عناوین :در جستجوی صبح
برخورد منطقی
مدیریت سلیقه ای
ماه رمضان و خريد كتاب
ماه رمضان و رسانه ملي
