همبستگي و اتفاق ( همفكري )
ممكن است تصميمات فردي ايدهآل بنظر برسد، اما در متن يك سري از طرحهاي بزرگ، ممكن است اين تصميم گيريها اصلاً معنائي نداشته باشند. اهداف، طرحها، عادات و فعاليتهاي روزانه شما نميتوانند جدا از يكديگر مورد ارزيابي قرار گيرند. هدف شما اين نيست كه تصميماتي بگيريد كه هر يك از آنها به تنهائي داراي معني باشد، بلكه يك سري تصميماتي است كه در زندگي شما به صورت يك گروه با معني باشد.
هنگامي كه ايزابل و مايكل تصميم گرفتند صاحب فرزند شوند، چنين تصميم گرفتند كه يكي از آنها بايد با كودك در خانه بماند. بدون اينكه در مورد شرايط با يكديگر بحث كنند، هر دو چنين فرض كردند كه ايزابل بايد از شغل پرستار خود استعفا دهد و در منزل بماند . آنها تصور ميكردند كه اين يك كار طبيعي است؛ وقتي يكي از والدين بايد در منزل بماند، اين وظيفه بر دوش مادر است. ايزابل باردار شد و نوزاد دختر چاق و چلهاي به دنيا آورد. هنگامي كه ايزابل هنوز زايمان نكرده بود، مجدداً درباره تصميم خود انديشيد. درآمد او بيشتر از درآمد شوهرش بود. از برخي امتيازات درماني پزشكي برخوردار بود. در حالي كه شغل او به مراتب بهتر از شغل شوهرش بود، ترك شغل براي او چه فايدهاي داشت؟ آنها دوباره در اين مورد بحث كردند، و اگرچه مايكل كاملاً غافلگير شده بود اما امتيازات مالي شغل ايزابل جاي بحثي باقي نميگذاشت .تنها چيزي كه باقي ماند مايكل بود كه كار نكند، درآمدي نداشته باشد و متكي به حقوق ايزابل شود. اما به نظر مايكل اين تصميم براي خانواده داراي معني بود. « حقوق ايزابل ، پول خانواده است؛ و مراقبت از دختر كوچك مان بهترين شغلي است كه ميتوان پيدا كرد.»
كمي بيشتر از دو نفر از هر ده نفر از روشي براي تصميم گيري استفاده ميكنند كه تصميم آنها با همه مراحل زندگيشان تناسب داشته باشد. حتي در تناسب با مسائل نامربوط به موضوع تصميم باشد برخي افراد تنها با در نظر گرفتن عواملي كه ارتباط مستقيم با موضوع تصميم دارد، دست به تصميم گيري ميزنند.
ايچنيوسكي، لوين، اُسلن و اشتراوس 2000
برگرفته از كتاب 100 راز مردان موفق. انتشارات كليد آموزش
دیگر عناوین :در جستجوی صبح
برخورد منطقی
مدیریت سلیقه ای
ماه رمضان و خريد كتاب
ماه رمضان و رسانه ملي
