توجه و اهمّيت دادن
در كار يا منزل، افرادي كه زندگيشان را رضايت بخش ميدانند به افرادي كه در اطراف خود ميبينند اهميت ميدهند. آنها به افراد پيرامون خود كمك ميكنند، به صورت فعال به خود و زندگي خود، علايق، منافع و بهروزي خود اهميت ميدهند.
هنگامي كه در ماه دسامبر 1995 كارخانه بافندگي Malden mill در آتش سوخت، مالك كارخانه آرون فورشيتن، ضربه شديدي خورد. او سرمايه گذاري كلاني كرده بود، هم پول و هم عمرش را سرمايهگذاري كرده بود تا اين كارخانه را فعال نگهدارد و بتواند با رقبا روبرو شود؛ رقبائي كه دستمزدهاي غير انساني به كارگرانشان ميدادند و احتمال داشت قيمتهاي او را بشكنند. هنگامي كه آرشيتكتها پيمانكاران و حسابداران هزينههاي بازسازي را محاسبه ميكردند، آرون ترديد داشت كه بتواند به فعاليت خود ادامه دهد. اما هر اندازه كه بيشتر به كارخانه فكر ميكرد، بيشتر افكارش متوجه دوهزار نفر كارگرش ميشد – افرادي كه هر روز صبح وارد كارخانه ميشدند، سراسر روز كار ميكردند و محصولات با ارزشي ميآفريدند. آرون تصميم گرفت نه تنها كارخانه را بازسازي كند، بلكه در مدت بسته بودن كارخانه و بيكاري كارگران تا زماني كه كارخانه بازگشائي شود، به كارگرانش حقوق پرداخت كند. اشكي كه از ناراحتي بر صورتها جاري بود، تبديل به اشك شوق شد كه صورت كارگران را پوشاند. امروز، كارخانه بار ديگر به فعاليت مشغول است و كارگران به نظر آرون «وفادارترين كارگراني هستند كه در دنيا ديده شدهاند.»
از هر ده نفر مديران كار آفرين، هشت نفر گزارش ميدهند كه وجود يك خانواده سالم براي داشتن يك شغل خوب حياتي است؛ و عاملي كه هم در منزل و هم در كار نقش حياتي بازي ميكند، مهارت « روابط بين افراد » است .
هندرسون 1999
در جستجوی صبح
برخورد منطقی
مدیریت سلیقه ای
ماه رمضان و خريد كتاب
ماه رمضان و رسانه ملي
