از نوسان احساسي شديد اجتناب كنيد
هر كسي طالب مقداري هيجان است. اما معمولاً به دنبال داشتن احساس خيلي بد ، احساس خوب بودن ظاهر ميشود. در يك روز هيجان انگيز موفقيت به دست نميآيد ، بلكه موفقيت در شغلي ثابت ، مولد و رضايت بخش حاصل ميشود.
چند سالي بود كه توني و كارلا با يكديگر زندگي ميكردند. توني هنوز در حال تحصيل بود. كارلا سخت كار ميكرد تا هزينههايشان را تأمين كنند. سپس به خانه ميآمد تا غذا بپزد و خانه را مرتب كند و تا آنجا كه ميتواند همه چيز را براي توني زيباتر سازد. كارلا به خاطر دارد « حالا كه به گذشته نگاه مي كنم مي بينم كه روزهاي دشواري بود ، اما اين دشواري متعلق به ما بود. و ما با يكديگر به تلاش ادامه داديم.» و حالا ، با داشتن مدرك توني به اوج رسيده بود. كشمكشهاي مالي از ميان رفته بود. در حقيقت ، تقريباً همه مشكلات اوليه زندگي زناشوئي آنها رخت بر بسته بود. توني به عوض رضايت از وضعيت تازه ، از اين امر ناراحت بود كه حالا كه او شخص جديدي شده است كارلا نتوانسته فردي تازه شود و با هم تناسب ندارند. سخنان او كارلا را نگران كرد. « نميخواهم همه چيز تغيير كند . نميخواهم فردي تازه بشوم . نميخواهم هر روز اين اضطراب را داشته باشم كه آيا به حد كافي خوب هستم ؛ يا نمي خواهم كاري بكنم كه موجب نااميدي توني بشوم.» توني به كارلا ميگويد كه سهم خود را در بهتر كردن زندگي زناشوئي انجام نداده ، بلكه آن را خراب كرده است . كارلا نيز به سهم خود از وضعيت تازه شكايت دارد « آن روزها ، اگرچه زندگي سخت بود اما زندگي آرام و ثابتي داشتيم .»
مطالعات بلند مدت رهبران شركتها نشان ميدهند كه از هر ده نفر، هفت نفر از افرادي كه بيشترين مدت را در شغل خود باقي ماندهاند تعادلي ميان بهترين و بدترين تجارت خود ايجاد ميكنند و بطور نسبي احساس ثبات دارند. آنها چيزي دارند كه روانشناسان آن را « تمركز بر ميانگين قابل قبول » ناميده اند ، نه يك چيز غير عادي ؛ و اين امري مفيد است زيرا هر روز از زندگي بيشتر يك روز متوسط است تا يك روز غير عادي يا فوق العاده.
اينگرام 1998
در جستجوی صبح
برخورد منطقی
مدیریت سلیقه ای
ماه رمضان و خريد كتاب
ماه رمضان و رسانه ملي
