وقت خيلي زياد است
هر رويائي كه داشته باشيم، صداي تيك تاك ساعت را همواره ميشنويم – خانوادهها، دوستان، و حتي رسانهها ما را سردرگم ميكنند كه چرا هنوز به روياي خود نرسيدهايم و چه وقت قرار است برسيم. اما موفقيت محدوديت سني ندارد. هر قدر لازم باشد طول ميكشد؛ و هنگامي كه به موفقيت برسيد آن را رد نخواهيد كرد زيرا سن مناسب آن را نداريد.
ناتان كه در يك شركت تبليغاتي كار ميكند، ميگويد« معدود افرادي در بالا هستند، بقيه اشخاصي هستند كه مهم نيستند. من اين طوري احساس ميكنم. به خود نگاه ميكنم و ميبينم درجايي كه ميخواستم باشم ، نيستم؛ هر روز اين امر را يك تحقير شخصي ميبينم.
« به كاري كه كردهام افتخار نميكردم. در عمل هر وقت از من ميپرسيدند چكار كردهام، شرحي افسانهاي از كارم ارائه ميكردم.»
ناتان ميگويد كه در كار او « چيزي غير از ايده وجود ندارد. ما تله موشهاي بهتري نمي سازيم، ما ايده ميفروشيم و شغل ما خلق و فروش ايده است. صداي تيك تاك ساعت براي من به اين معني است كه هر روز به شكست نزديكتر مي شوم.» ناتان از يك مشاور شغلي كمك خواست؛ مشاور از او پرسيد كه با چه كسي و چرا رقابت ميكند. « وقتي به او گفتم كه تقريباً با همه افراد شركت رقابت دارم زيرا ميخواهم بالا قرار بگيرم، او گفت خوب اگر در رأس شركت قرار بگيري، در آن صورت به شركتهاي ديگر رقابت ميكني كه برتر از آنها باشي. در حقيقت او به من نشان داد كه پيروزي در اين نبرد وجود ندارد و اينكه من ميتوانم از مبارزه دست بكشم و از كارم لذت ببرم يا اينكه به مبارزه براي دست يافتن به موقعيتي كه هرگز به آن نخواهم رسيد ادامه دهم.»
ديدگاه ناتان تغيير كرد. « حالا سعي ميكنم بر اين امر تمركز كنم كه بهترين كاري را كه ميتوانم، انجام دهم؛ و ميدانم كه ميتوانم به اين هدف دست يابم.»
شغل و كار افراد و نيز كارائي آنها ارتباطي با سن آنها ندارد.
تانولي و كاريسالمي 1999
Tuuli and Karisalmi 1999
دیگر عناوین :در جستجوی صبح
برخورد منطقی
مدیریت سلیقه ای
ماه رمضان و خريد كتاب
ماه رمضان و رسانه ملي
