صفحه اصلی » وبلاگ
جمعه، ۲۵ خرداد ۱۳۸۶
آسیب شناسی کتابهای آموزش کامپیوتر- 2

آخرین سوالی که در نوشته قبلی مطرح شد این بود که آیا می‌توان صرفا با داشتن آشنایی با یک نرم‌افزار و یک ناشر دست به قلم برد و کتاب کامپیوتر نوشت؟
پاسخ به این پرسش کلیدی می‌تواند باعث حل مشکلات اساسی که درباره‌ي کتابهای آموزشی  در عرصه‌های مختلف وجود دارد بشود.
به نظر من مهمترین عاملی که می‌تواند به یک آموزگار یا نویسنده کتاب آموزشی  کمک کند که کار موفقی عرضه کند نزدیک کردن دیدگاه نویسنده به دیدگاه خواننده است. یعنی نویسنده‌ای که به موضوع تسلط دارد دیدگاهش را به خواننده مبتدی نزدیک کند. متاسفانه اغلب کتابها با زاویه دید نویسنده نوشته می‌شود و لذا اگر موضوعی برای نویسنده آسان و یا بدیهی به نظر می‌رسد فکر می‌کند که برای خواننده نیز همانگونه است. اینگونه کتابها بیشتر ازاینکه به درد آموزش دادن بخورند به درد این می‌خورند که سواد و توانایی نویسنده را به رخ خواننده بکشد. هرچند برخی از فعالیتهای تالیفی نیز با همین هدف انجام می‌شود و نویسنده می‌خواهد با نوشتن کتابی سنگین در رشته خود به اعتبار برسد و اینکه کسی بتواند با استفاده از تولید فکری  او مطلبی فرابگیرد از هیج توجه و اهمیتی در ذهن نویسنده برخوردار نیست.
یکی از مثالهای بارز از اختلاف فاحش دیدگاه نویسنده و خواننده، کتابهای درسی مدارس ما هستند که برای اینکه از بحث کتابهای کامپیوتر خارج نشویم در اینجا بیشتر از این درباره‌ی آن صحبت نمی‌کنم.
اما یکی از راه‌ها برای اینکه نویسنده بتواند دیدگاهش را به قدر کافی با دیدگاه و نیاز خواننده هماهنگ کند تجربه تدریس و ارزیابی دقیق افراد زیر آموزش است. اوایل که کار تدریس اینترنت را در کلاسهای دانشگاه شروع کرده بودم با موارد جالبی روبرو می‌شدم. خاطرم هست که بعد از چند جلسه تئوری، برای تمرین بچه‌ها را به سایت اینترنت بردم. اشکال گسترده‌ای که خیلی از دانشجویان کلاس با آن روبرو شدند و پرسیدن آن از سوی ایشان شدیدا تعجب من را برانگیخت این بود که بعد از وارد کردن آدرس صفحه و وارد شدن به آن از من می‌پرسیدند حالا چگونه از این صفحه خارج شویم! و این مساله ذهن من را شدیدا تکان داد و از آن پس سعی کردم با توجه به اینگونه تجربیات خودم را بیشتر در جایگاه فردی بگذارم که  در حال آموزش است و نه یک کاربر حرفه‌ای..
و اما بصورت خاص درباره‌ی کتابهای کامپیور باید علاوه بر در نظر گرفتن موارد بالا، بحث آموزش کاربردی نیز مورد توجه قرار گیرد چرا که هدف اصلی در آموزش دادن کامپیوتر کاربرد آن است. برای مثال در کلاسهای اینترنتی که اشاره شد می‌دیدم که حدود پنجاه درصد از شرکت کنند‌گان یا دانشجویان رشته کامپیوتر بودند که واحد اینترنت را گذرانده بودند و یا افرادی که قبلا در کلاسهای اینترنت موسسات معتبر هم شرکت کرده بودند و در نظرسنجی که از ایشان انجام شد دیدم که اینقدر در کلاس درگیر بحثهای تئوریک شده بودند که در انتها نه توان کاربرد اینترنت را داشتند و نه تئوری درست و حسابی و برای امتحان هم مقداری از تاریخچه اینترنت و انواع پروتکل‌ها را حفظ کرده بودند بدون اینکه با گذراندن این واحد درسی حتی بتوانند یک حساب پست الکترونیکی برای خود باز کنند!

محمد تقی مروج

نظرات مربوط به این مطلب (0)   
دیگر عناوین :
در جستجوی صبح
برخورد منطقی
مدیریت سلیقه ای
ماه رمضان و خريد كتاب
ماه رمضان و رسانه ملي
فروشگاه
آرشیو خبرنامه ها
جهت عضويت در سايت و استفاده از مزاياي آن ، ثبت نام كنيد.
عضویت در سایت
ایمیل مقصد :

ایمیل شما:

پیغام ( اختیاری ):