به اين شوري كه ميگويند هم نيست؛ ( نگاهي به نمايشگاه بيستم )
به اين شوري كه ميگويند هم نيست؛ نمايشگاه بيستم كتاب را ميگويم. فعلاً موجي راه افتاده كه همه بگويند نمايشگاه امسال بد است. ولي به نظر من نسبت به سال اول برگزاري در محل جديد قابل قبول است. در مكانيك سيالات قانوني داريم كه ميگويد هر تغيير مسيري در حركت سيال باعث افت فشار ميشود، در ساير موارد هم به نظر من همينطور است، به هر حال امسال نمايشگاه يك تغيير مسير داده و مقداري از افت كيفيت آن طبيعي است ولي اين تغييرات در حد فاجعه و اين قدر گفتگو درباره آن نيست. به نظر من اگر از امسال فكر و برنامهريزي شود فكر كنم سال بعدي بتوان نمايشگاه خوبي در همين محل مصلي برگزار كرد. هر چند هنوز سر در نميآورم مثلاً چرا بايد نمازجمعه در دانشگاه برگزار شود و نمايشگاه كتاب در مصلي و كنسرت هاي موسيقي در محل دائمي نمايشگاه ها.
مشكلات نمايشگاه امسال چند بخش است، و به نظر من قسمت اعظم آن بر ميگردد به آنكه در نمايشگاه امسال كارهايي كه معمولاً در نمايشگاههاي قبل «شركت سهامي نمايشگاه» انجام ميداد امسال بدون متولي مانده است يا حداقل اينكه متوليان جديد آن تجربهي برگزاري مداوم نمايشگاه در حد متوليان «شركت سهامي نمايشگاه» را ندارند. مثلاً چاپ نقشه، نظافت محيط نمايشگاه و راهنمايان غرفهها و كلاً مسايل رفاهي از اين دست. مشكل ديگري كه خيلي هم بعد رسانهاي پيدا كرد مسئله آب گرفتگي غرفهها بود. واقعيت اين است كه بارش باران در اين حجم از بدشانسي مسئولين برگزاري نمايشگاه بود. بارش باران بهاري با اين شدت تا آنجا كه من به ياد دارم در چند سال گذشته سابقه نداشته است. احتمالاً اگر نمايشگاه در همان محل دائمي نمايشگاهها هم برگزار ميشد باز هم خساراتي وارد ميشد. باران بهاري امسال به خيلي از شركتهاي خصوصي هم خساراتي وارد كرد. مثلاً سقف انبار كتاب ما با آنكه عايقبندي خوبي داشت ولي باز پاسخگو نبود و باران از چند نقطه نفوذ كرد. مسئلهي ديگري كه تا روز شروع نمايشگاه هم مرتب شنيده ميشد اعلام نظر گروههاي مختلفي بودند كه اعلام ميكردند اگر چنين شود شركت نميكنيم،اگر چنان شود شركت ميكنيم. به خصوص درباره ناشران خارجي بسيار اين مورد را شنيدم. در جاي ديگري در همين شرط و شروط گذاشتنها اعلام شد ارزش مالي كتابهاي خارجي موجود در نمايشگاه 55 ميليون دلار است. اگر با قيمت دلار روز حساب كنيم اين مبلغ حدود 50 ميليارد تومان است. يعني يك فروش 50 ميليارد توماني در 10 روز. و از اين مبلغ فقط يك سوم آن را مشتري ميپردازد و بقيه را دولت. به نظر من اگر در كوير لوت هم در 10 روز حدود 35 ميليارد تومان سوبسيد توزيع شود، هم ناشران و هم مردم براي دريافت آن صف ميكشند و همهي اعلام تحريمها و گفتگوها براي دريافت امتياز بيشتر بوده و هست. در چند سال گذشته كه در نمايشگاه شركت داشتهام هر سال از همكاران به كرات شنيدهام كه چرا نمايشگاه امسال «اينجوري» است و تقريباً ميتوان گفت كه اين ترجيعبند تكراري نمايشگاه شده است: «نمايشگاه اينجوري» و اين هم بيش از همه به روحيه ما بر ميگردد. به هر حال ما ايرانيها اخلاق خاصي داريم كه خصوصيت ماست كه هميشه «همهي حق» را پيش خود ميدانيم و طرف مقابل را كاملاً «ناحق» و بسياري از مشكلات موجود در جامعه ما ناشي از همين تفكر است. اگر اين باور بر ما غالب شود كه "طرف مقابل هم ممكن است فقط يك كمي درست بگويد" ، بسياري از مشكلات جامعه حل خواهد شد. به هر حال كاهش بار ترافيكي اطراف نمايشگاه و دسترسي به نمايشگاه از طريق چند بزرگراه اطراف آن و استفاده از مترو قابل كتمان نيست.
در پايان حيفم ميآيد كه از آنچه من آن را «جادوي بخش خصوصي» مينامم سخني نگويم. غرفهها حدود 36 ساعت قبل از افتتاح نمايشگاه تحويل شد و با احتساب آنكه از اين 36 ساعت حدود 12 ساعت هم به خاطر مسايل حراست و امنيتي حضور رئيسجمهور در نمايشگاه ناشران اجازه فعاليت نداشتند. ولي ناشران تنها در 2 شب پياپي با كار مداوم شب تا صبح توانستند غرفهآرايي كنند و كتابهاي خود را به نحو خوبي در معرض ديد و فروش بگذارند. واقعاً با توجه به حجم كتابهاي چيده شده و زمان آن به نظر من بهترين بهرهوري انجام شده است كه اگر بخش خصوصي نبود شايد به جاي 2 شب اين كار چند ماه زمان ميبرد.
نويسنده : منصور سجاد ، مدير انتشارات كليد آموزش
دیگر عناوین :در جستجوی صبح
برخورد منطقی
مدیریت سلیقه ای
ماه رمضان و خريد كتاب
ماه رمضان و رسانه ملي
