صفحه اصلی » وبلاگ
یکشنبه، ۱ خرداد ۱۳۸۴
غایب بزرگ نمایشگاه

 این متن را آقای مروج نویسنده کتاب کلیدجستجو در اینترنت نوشته است.

عصر دوشنبه بود که رسیدم تهران . بسیار خسته و گرسنه. نمایشگاه تا ساعت 9 بود و به هر سختی بود خودم را ساعت  5/7 به  آنجا رساندم . با خودم گفته بودم که زود به نمایشگاه می رسم  و در آنجا با خوردن سیب زمینی سرخ کرده انرژی دوباره گرفته و بعد به بازدید می پردازم.اصلا از شیراز که راه افتادم  این فکر که در نمایشگاه سیب می خوردم مرتب به من انرژی و نشاط می داد. اما با رسیدن به نمایشگاه همه آرزوهایم نقش بر آب شد. هیچ اثری از سیب زمینی ندیدم. مکانهای خالی سیب زمینی فروشان پارسال را می دیدم و آه می کشیدم. بدجوری حالم گرفته شد.گفتم شاید در جای خاصی از نمایشگاه اسکان یافته باشند و برای همین به غرفه اطلاع رسانی مراجعه کردم. اما در کمال شگفتی دیدم که نقشه هایشان تمام شده. واقعا دیگر صبرم داشت تمام می شد. اطلاع رسانی بسیار ضعیف خدمات رسانی بسیار ضعیف....خیلی افتضاح بود. همینجوری مردم را سرگردان گذاشته بودند. من هم که خیلی کمرو هستم خجالت کشیدم از خانمهای آنجا بپرسم غرفه سیب زمینی کجاست . حتی در دستگاه های  "از من بپرس" هم  اطلاعاتی پیدا نشد. در حالیکه شنیده ام در کشورهای خارجی این دستگاه ها حتی وقتی درونشان پول بیاندازی نوشابه و سیب زمینی و اینجور  چیزها می دهند! به هر حال همه چیز بوی سانسور شدید می داد و سیب زمینی به شدت ممیزی شده بود . حتی شنیده بودم ماموران در غرفه ها می گردند و هرکس حتی از بیرون سیب زمینی برای خوردن آورده باشد  با او برخورد کرده و تعدادی از کتابهایش را توقیف می کنند.
نکته جالب این بود که علاوه بر سانسور شدید سیب زمینی در حرکتی حساب شده سعی شده بود مردم هم آنرا فراموش کنند و به سمت غذاهای بی محتوا و ضدفرهنگی نظیر کالباس و بستنی و ... بروند. راستش من که فریب نخوردم و حتی با وجود عدم درج اطلاعاتی درباره سیب زمینی در نقشه هایی که بعدا یافتم خودم شخصا ساعتها به جستجوی مکانهای مختلف نمایشگاه   پرداخته  و با اطمینان  به این نتیجه رسیدم که سیب زمینی امسال سانسور شده است ( از  قدیم گفته اند تا خودت چیزی را ندیدی باور نکن و برای همین هم من خودم همه جا را گشتم تا باور کنم که نیست!) . در پایان سفرم هم البته با توجه به وقتی که از جستجوی سیب زمینی (با جستجوی اینترنت  فرق دارد ها) زیاد آورده بودم سری به یکی دو غرفه آشنا  زدم و با دوستان سلام و علیکی کرده و چایی خوردیم و  دیگری وفتی برای بازدید کتابها پیدا نشد. با این وجود مطمئن هستم که نمایشگاه امسال حرفی برای گفتن نداشت و اصلا کتابها جالب  نبودند و جو امسال بسیار سیاسی بود و  دلیل تحریم سیب زمینی هم این بود که مسولان احساس می کردند دولت آینده شدیدا با سیب زمینی سرخ کرده مخالف است (احتمالا از طرف احزاب چیتوز و امثالهم حمایت می شوند) و لذا خواستند پیشاپیش به استقبال از آنها بروند.
در ضمن من هم از آن افرادی نیستم که  مرتب اهل نق زدن و ایراد گرفتن و کار نکردن باشم و حرف بی حساب و بی مطالعه بزنم. مثل خیلی دیگر از افراد.می دانم که باور می کنید.
موفق باشید.
( در ضمن فکر می کنم حالا آقای مهندس سجاد فهمیده باشند چرا من  آنروز عصر اینقدر حالم گرفته بود و خسته بودم !!! )

نظرات مربوط به این مطلب (3)   
دیگر عناوین :
در جستجوی صبح
برخورد منطقی
مدیریت سلیقه ای
ماه رمضان و خريد كتاب
ماه رمضان و رسانه ملي
فروشگاه
آرشیو خبرنامه ها
جهت عضويت در سايت و استفاده از مزاياي آن ، ثبت نام كنيد.
عضویت در سایت
ایمیل مقصد :

ایمیل شما:

پیغام ( اختیاری ):