خوابگاه دختران
روزی سید ابراهیم نبوی نوشت اگر روی دیوار هم سه اسم ایرج طهماسب، حمید جبلی و فاطمه معتمد آریا را بنویسند مردم برای دیدن آن صف تشكیل میدهند. حال اگر در این مثلث جای فاطمه معتمد آریا با مجید مدرسی عوض شود باز علیالقاعده این مثلث باید مثلثی باشد كه مردم را به دیدن فیلم ترغیب كند چرا كه مدرسی نیز به عنوان یك تهیه كننده خوشنام در سینمای ایران شناخته شده است. با این پیش فرض می توان از فیلم خوابگاه دختران انتظار فیلمی خوب را داشت و به تماشای آن رفت. ولی گویا این بار طهماسب و جبلی طناز و خندهآور تبدیل به اجنهای شدهاند كه قصد آزار مردم را دارند. نگویید كه كارگردان فیلم كس دیگری است و ربطی به طهماسب ندارد چرا كه اكثر مردم از نام نویسنده و كارگردان این فیلم فقط نویسنده را میشناختند و به دیدن فیلم مشتاق شدند و با توجه به آنكه تصویر پوسترها و سردر سینماها نیز تصاویری خندان بود مردم با تصور فیلمی شاد به دیدن این فیلم میروند. آقای طهماسب به حرمت سالیانی كه در دل مردم با خندههایت جا گرفتی گندمنمای جوفروش نباش. از باران كوثری نیز كه فرزند بنی اعتماد و كوثری است نیز بعید است كه با داشتن پدر و مادری فیلمشناس حاضر به بازی در این فیلم شود. همه موارد را برای جوفروشی گروه سازنده به انتخاب اسم فیلم نیز اضافه كنید كه نه ارتباطی به دانشگاه دارد و نه به خوابگاه. شاید اقدام آقای مدرسی برای اكران قبل از جشنوارهای این فیلم نیز به خاطر این بوده است كه قبل از آنكه در جشنواره فیلم نمایش داده شود و دهن به دهن بد بودن فیلم منتشر شود و نقطهای منفی در مورد آن نوشته شود از نامهای غلط انداز طهماسب، جبلی و مجید صالحی، «خوابگاه دختران» و تصویر خندان باران كوثری حداكثر استفاده را ببرد.
فیلم از حداقل منطق داستانی حتی در حد داستانهای كودكان مثلا داستان «حسنی نگو یه دسته گل» هم بیبهره است. چرا كه پلیس پس از 20 سال نمیتوند قاتلی كه ضریب هوشی كمی هم دارد و هیچ تلاشی برای اختفای آثار جرم نمیكند را شناسایی كند و دیگر آنكه بنا به گفته این فیلم ظاهرا در كل ایران یك اكیپ پلیس وجود دارد كه برای دستگیری قاتل لازم است این گروه از تهران به شهرستان «سركوه» برود تا بتواند از وقوع قتل دیگری جلوگیری كند.
به هر حال ضمن ابراز تاسف فراوان از شكستن یكی دیگر از تابوهای ذهنی مردم به همه توصیه میكنم خوابگاه دختران را نبینند كه این فیلم حتی در ژانر فیلمهای ترسناك مثل «جیغ» هم نمیگنجد.
در جستجوی صبح
برخورد منطقی
مدیریت سلیقه ای
ماه رمضان و خريد كتاب
ماه رمضان و رسانه ملي
