استفاده بهینه از زبان انگلیسی
روزی برای کاری به پاساژ مهستان رفته بودم(در حاشیه بگویم که از پاساژ مهستان هم دیدن کنید (ابتدای کارگر جنوبی) پاساژ جالبیه. فروشگاه های مختلف پوستر شهدا،قرآن،ادعیه،
CD و نوارهای مداحی می فروشند با چیدمانی خاص مثلآ پیشخوان یکی از فروشگاه ها سنگر است و ...) در آنجا به سه توریست برخوردم که با علاقه و اشتیاق خاص در فروشگاهی به بررسی می پرداختند و عکس های شهدا و جبهه و سایر چیزها را می خریدند. حضور آنها در این محل و نوع خریدشان به خودی خود جالب توجه بود.حدود نیم ساعت بعدکه کارم را انجام دادم در طبقه ی دیگری از پاساژ همان سه نفر را دیدم که خیلی با عجله به این طرف و آن طرف می رفتند و مرتب از مغازه ها چیزی می پرسیدند و چون منظورشان را نمی فهمیدند سراغ مغازه دیگری می رفتند.احساسات زبان دانیم فوران کرد و از انها پرسیدم که متوانم کمکی به شما بکنم؟ یکی از آنها گویی "ناجی افسانه ای" را پیدا کرده باشد با خوشحالی سراغ دستشویی!! را از من گرفت.و تازه من فهمیدم که دانستن یک زبان خارجی چه قابلیت هایی دارد. دیگر عناوین :در جستجوی صبح
برخورد منطقی
مدیریت سلیقه ای
ماه رمضان و خريد كتاب
ماه رمضان و رسانه ملي
