سه شنبه، ۷ مهر ۱۳۸۳
توريست هاي زيارتي
در فرودگاه بینالمللی مشهد مسئول تاكسیها از حداقل اطلاعات زبان بیبهره است چندی پیش چند مسافر لبنانی كه می خواستند به مقصد هتل رزرو شده خود تاكسی بگیرند با ایما و اشاره توانستند منظور خود را تفهیم كنند. تازه بعد از این مرحله سخت مسئله پذیرش تاكسیها یك تاكسی پیكان درب و داغان به آنها داد در صورتی كه تاكسیهای سمند موجود بود. هرچند كه این مسافرین لبنانی اعتراض كردند ولی عاقبت مجبور شدند با همان پیكان درب و داغان راهی هتل شوند چرا كه نه آنها میتوانستند منظور خود را به مسئول تاكسیها تفهیم كنند و نه او اطلاعات زبان فهمیدن منظور آنها را داشت و پس از عزیمت آنها مسئول تاكسیها فاتحانه میگفت: «این عربهای ملخخور! انگار نوبت حالیشان نیست الان نوبت حسن آقاست نه آقا پرویز سمندی!»
هر چند من هم كه نوبتم به آقا پرویز سمندی خورد فرقی در تاكسی سمند و پیكان ندیدم. كولر ماشین كار نمیكرد، تاكسیمتر خاموش بود و آقا پرویز سمندی! نیز یكی از معروفترین هتلهای مشهد را نمیشناخت.
به هر حال هماینك مسئله، پذیرش مسلمانان كشورهای مختلف است كه همه آنها نیز شیوخ عرب پولدار نیستند و فقط آشنا بودن مسئولین هتلهای پرستاره به زبان برای ارتباط با آنها كافی نیست. گروه زیادی از آنها زواری هستند كه به عشق زیارت توشه یك ساله و شاید چندساله خود را جمع كردهاند و عازم شدهاند و می خواهند در هتلهای ارزان اقامت كنند ولی مسئولین این هتل ها از دانش زبان بیبهرهاند. در یكی از هتلها مسئول پذیرش در مقابل یك سوال كلیشهای یك عرب زبان كه آیا حمام داخل اتاق است یا خارج آن هیچ پاسخی نداشت. چون این سوال كلیشهای را متوجه نمیشد. به هر حال منظورم این است كه در صورت مدیریت صحیح می توانیم فقط در مشهد به اندازه چندین برابر دبی می توانیم توریست جذب كنیم و همه هم با ارزشهای جامعه ما هماهنگ هستند.
دیگر عناوین :
در جستجوی صبح
برخورد منطقی
مدیریت سلیقه ای
ماه رمضان و خريد كتاب
ماه رمضان و رسانه ملي
